زين العابدين شيروانى

مقدمه و پيشگفتار 64

رياض السياحة ( فارسى )

به مدينه رفته زيارت قبور شريفه در مىيابد آنگاه در بحر احمر كشتى نشسته در بنادر مصر پياده مىشود و بلاد مصر را گردش مىنمايد و چهار ماه در قاهره توقف مىنمايد سپس بلاد شام و فلسطين را زير پا مىگذارد هيجده ماه اكثر بلاد شام را مىگردد و من‌جمله شش ماه در دمشق توقف مىكند و مدت مديد در فلسطين توقف مىكند آنگاه ببلاد روم و تركيه رفته شش هفت ماه در قسطنطنيه مىماند و پس از اتمام سياحت از راه آذربايجان به ايران باز مىگردد و تا اينجا مسافرت طولانى خود را كه 18 سال است آغاز نموده به پايان مىرساند . درين مسافرت چنان كه اشاره شد هرجا بمناسبت توقف نموده و با مردم معاشرتها نموده و اعيان و بزرگان و امراء و شهرياران هر ديار را ملاقات نموده و از اهل كمال و ارباب حال كسب فضيلت و يا استفسار نموده است و خلاصه همه در تحقيق بوده است و همه جا بعنوان يك عارف ارجمند و فاضل دانشمند به حساب مىآمده است و بمضمون « هنرمند هرجا رود قدر بيند و صدر نشيند » مورد تكريم و تعظيم واقع مىشده است و چه بسا اكابر و اعيان و امراء و شهرياران طالب ديدارشان مىگشته‌اند و از محضر شريفشان كسب فيض نموده درخواست دعا مىداشته‌اند و مطالب علمى و دينى را بتوسط آن جناب حل مىنموده‌اند . حسن محاوره و انصاف ايشان باعث محبوبيت مىگشته است و خوى دلپسند و اخلاق ارجمند ايشان ديگران را شيفته مىساخته است و مقامات عرفانى و درجات سلوك كه در ايشان ديده مىشد خواص مردمان را ربوده و بجانب حق مىكشانيد . خلاصه اينكه در همه جا قدرها ديد و جز رنج سفر گوئيا رنجى نكشيد و از مردمان آزرده نگشت و بارها خواستند در بلاد ديگر او را با احترام تمام و تهيه اسباب زندگى فوق المرام نگهدارى كنند ولى ايشان نپذيرفته ببلاد ايران برگشت ولى امان از جهالت و تعصب نادانان كه زندگى را براى بندگان خدا و صوفيان صفا سخت و زمين را برايشان تنگ نموده بودند .